

تمام پنجره ها را باز می کنم اما
باز هم نگاهت در دسترس نیست
ای کاش یک بار هم که شده مرا می دیدی
که دور ترین خرابه های جهان را دور می زنم
حتی بهشت را...
پیش از اتفاق گندم یا نمی دانم سیب
گشته ام...
در کدام حادثه ی مجهول زمان صبر کرده ای؟
نمی دانم نمی فهمم
شاید تا یافتنت ،
از یاد تمامی اهل کوچه رفته باشم.......